خرید بک لینک
گفتگوی آرش عندلیب با مزدک پنجه ایتجربیات شاعرانه یک وکیل در کیفرخواستروزنامه آرمانشماره 1478پنجم بهمن 1401آرش عندلیب: مزدک پنجهای، شاعر، روزنامهنگار و وکیل دادگستری است و این موقعیتهای متفاوت، بعضا میتوانند در مراحل مختلف زندگی؛ خصوصا در ثبت و خلق یک اثر شاعرانه از یکدیگر تاثیر بگیرند؛ اتفاقی که در تازهترین مجموعه شعر او با عنوان «کیفرخواست» رخ داده است. پنجهای درباره تلاقی تفاوت و تغایرهای زیستیاش در این مجموعه میگوید: «در این مجموعه شما با دو شخصیت مواجه هستید؛ یکی دارای روحیهای لطیف و حساس و دیگری که میرود در صبحی رخوتناک، شاهد اعدام یک مجرم باشد.» او در بخشهایی از این مجموعه، تلاش کرده تا با تشریح تجربیات خود، این دو دنیا را در ذهن مخاطب، بهم نزدیک کند: «سعی کردهام موقعیت کاری خودم را در دادگاه به گونهای ترسیم کنم که مخاطب با تمام وجود آن را حس و استشمام کند. سپس مخاطب در وضعیتی قرار میگیرد که باید حق را به یکی بدهد.» شرح این تعاریف را در متن گفتوگو بخوانید.شما قبل از شاعر بودن - شاعري با پنج مجموعه شعر- فعاليتهايي در زمينه فرهنگ و هنر و ادبيات از جمله مديريت مسئولي نشريه دوات، مديريت هنري انتشارات دوات معاصر، عضويت در هياتمديره خانه فرهنگ گيلان، همچنين حضور به عنوان منتقد در نشريات معتبر، را در کارنامه ادبي داريد. همچنين قبل از همه اينها فرزند شاعري نامآشنا نيز هستيد. آيا فکر ميکنيد که شاعر به دنيا آمدهايد؛ يا با زندگي در خانواده يک شاعر و تحت تأثير ارتباطاتي که زندگي اغلب شاعران در جريان آنها شکل ميگيرد، شاعر شديد؟ و در ادامه توضيح بدهيد بنا به قول خودت (در يکي از شعرهاي همين مجموعه که پيرامون آن گفتوگو ميکنيم؛ يعني «کيفرخواست») با اينهمه وظيفه (

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: پنجشنبه 20 بهمن 1401 ساعت: 15:50

گزارشی پیرامون مراسم تدفین امیرهوشنگ ابتهاج در رشتسایهی درخت ارغوان در باغ محتشم رشتمزدک پنجهایساعت را روی شش و نیم صبح کوک کردم. زنگ که به صدا در آمد از خواب پریدم و بدون درنگ، لباس پوشیدم. به یکی از حلیم فروشیهای در راه سر زدم. یکی از دوستان شاعر با دوستش نشسته بود و غذا سفارش داده بود. همان اول صبحی فهمیدم که روز شلوغی را خواهیم داشت. غذایش که تمام شد گفت خیابان ورودی به محل تدفین را بستهاند. باید در خیابان رودباری جایی برای پارک کردن پیدا کنی. غذا را خوردهنخورده راهی شدم. درست گفته بود. با نوار زرد رنگی آن وقت صبح، راه را بسته بودند و ترافیک سنگین بود. ماشین را زیر درختی پارک کردم و پیاده در مسیر شدم. چهرههایی آشنا و غریبه در تردد بودند. اول صبح چیزی حدود پانصد نفری میشدند. خیابان هنوز سایه داشت و آفتاب بر پوست نمیلغزید. هنوز شرجی هوا توی تن نمیزد. در مسیر چند بنر که تصویر سایه بر آن نقش بسته بود، نصب شده بود. شعرها البته بیشتر بر مبنای سیاست اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان انتخاب شده بود و البته از شعرهای معروف سایه خبری نبود. به محل دفن رسیدم. هنوز قبر پر از گِل بود. کارگران شهرداری مشغول نصب فنسها بودند. صفحهی نمایش و باندها در خیابان چیده شده بود. کارمندان اداره ارشاد، حوزه هنری و برخی از مقامات و مسوولین امنیتی نیز پای کار بودند. انتظامات همان اول صبح بهطور محترمانه، مردم را از محل تدفین دور میکرد. خبرنگاران و عکاسان را هم پس از چندی به بیرون هدایت کردند. مجری که شاهد ازدحام جمعیت بود، بارها از مردم خواست از محل دفن خارج شوند و به سمت خیابان بیایند. گوشهای از خیابان تجمع زیاد بود و نظرم را جلب کرد. روی زمین تعداد قابل توجهی پوستر بود و ضمیمهی روزنا

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 16:29

یادداشتی در پاسخ به گفتوگوی روزنامهی شرق با ضیاء موحدشعرهای ابتهاج فاقد شعریت استمزدک پنجهایگفتوگوی «احمد غلامی» با «ضیاء موحد» را در روزنامهی شرقِ سهشنبه 8شهریور خواندم. فارغ از صراحت لهجهی ضیاء موحد، و گفتوگوی پینگپونگی احمد غلامی که نشان از تبحر ایشان و شناختش نسبت به شعر ابتهاج داشت، آنچه موجب شد تا نسبت به بخشی از این گفتوگو واکنش نشان دهم، آنجا بود که ضیاء موحد، شعر ابتهاج را صرفاً مبتنی بر موسیقی و ریتم میدانست و کارکرد دیگری برایش قائل نبود. ایشان دربارهی شعر ابتهاج «امروز نه آغاز و نه انجام جهان است/ ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است/گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری/ دانی که رسیدن هنر گام زمان است» معتقد بود: «هزار تا بالاتر از این را مولوی و دیگر شاعران قدیم گفتهاند». و بعد به عنوان مثال شعر «ارغوان» ابتهاج را آه و ناله و رمانتیک میدانست که از جوهر شعر برخوردار نیست. موحد هر بار که در مقابل پرسشهای مصداقی غلامی قرار گرفت، سعی کرد به جای ارایه پاسخ منطقی به مصداق روی آورد. ایشان معتقد بود: اخوان در شعرش همین مفاهیم را به شکل نوتری میگوید و معتقد است حرفهایی که پیرامون شعرهای آقای ابتهاج زده میشود، ریشه در حرفهای آقای شفیعی کدکنی و غوغاسالاری امثال ایشان دارد. البته در جایی که میگوید شعرهای آقای ابتهاج بیان امروزی ندارد و از نشانههای امروزی به دور است، و در واقع معاصر نیست، نمیتوان ایرادی بر سخنش وارد آورد چرا که شعر ابتهاج ساحت مدرنی ندارد و به شدت به نمادهای شعر قدمایی وابسته است. اما در جایی که بیان میدارد: «شعرهای ابتهاج فاقد شعریت است» به نظر قضاوت ایشان منصفانه نیست. ضمن اینکه ایشان تعریفی از «شعریت» ارایه نکرده و با این اوصاف بیان ا

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 16:29

مزدک پنجهای در گفتوگو با «آرمان ملی» :روزنامه آرمان27 آذر 1401 شماره 1446 ص 7آرمان ملی- هادی حسینینژاد: در دهههای اخیر، شاهد گسترش و مطرح شدن تعاریف و ایدههای تازهای در قالب شعرهای دیداری- شنیداری بودهایم؛ آثاری که در واقع زیر عناوینی چون شعر «کانکریت» و شعر «اجرایی» دستهبندی میشوند و معادلهای مختلفی برای آنها در زبان فارسی مطرح شده است؛ از «شینما» و «عکاشی» بگیر... تا «خواندیدنی و «فتوشعر» و... مزدک پنجهای، شاعر و روزنامهنگاری که در سالهای اخیر، به تالیف کتاب «جریانشناسی شعر دیداری- شنیداری» همت گمارده معتقد است با توسعه فناوریهای دیجیتال و فضای مجازی، جریان تولید و انتشار گونههایی چون «شعر مستند»، «شعر رنگ»، شعرهای «شنیداری»، «شنودیداری»، «ویدئوهایکو»، «فتوشعر»، «شعرگرافی» به لحاظ کارکرد دیداری- شنیداری در فضای مجازی افزایش یافته است؛ آنچنانکه او شعر آینده و آینده شعر را، شعر «دیجیتال» میداند. آنچه در ادامه میخوانید، مشروح گفتوگویی است که به بهانه انتشار ویراست و چاپ دوم کتاب مزدک، با او داشتهایم. چاپ و ویراست دوم کتاب «جریانشناسی شعر دیداری- شنیداری» بهتازگی روانه بازار کتاب شده است. نخست درباره فرایند نگارش و انگیزهای که به انتشار آن انجامید توضیح دهید و اینکه در ویراست دوم، چه تغییراتی در آن اعمال شده است؟ضرورت نگارش چنین کتابی را در اوایل دهه هشتاد احساس کردم، با توجه به اینکه در دهه هفتاد شاهد رشد و پیشنهاددهندگی چندین جریان شعر در حوزه اشعار دیداری - شنیداری بودیم. خاصه اینکه در اوایل دهه هشتاد به دلیل توسعه امکانات فضای مجازی و همهگیر شدن آن (وبلاگنویسی) موجب شده بود تا شاعرانی که گرایش به چنین اشعاری دارند، بیشتر دیده شوند و بحثهایی که

برچسب: نویسنده: هیراد کاشانی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 16:29

صفحه بندی